طلایی
سهشنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۲
جمعه ۱۳ اوت ۲۰۱۰
من هم به جرم قتل اعتراف می کنم
پنجشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰
سخنان خامنه ای در مورد الله اکبر گفتنها پس از انتخابات: اینها ذکر خدا را می گویند!
در مورد الله اکبر گفتنها پس از انتخابات:
آیت الله مؤمن ابراز داشت: بنده بعد از انتخابات و اتفاقاتی که افتاد خدمت رهبری رسیدم و به ایشان گفتم در شمال تهران عده ای شب ها الله اکبر می گویند، ایشان تاکید کردند من گفتم متعرضشان نشوند، اینها ذکر خدا را می گویند... !!
(منبع:)
www.valayatt.mihanblog.com/post/302
و در دیگر مقالات همین وبسایت خاطرات طولانی و مفصلی درباره خامنه ای آورده شده است.
چه کسانی هستند که این خاطرات قدیمی را به این خوبی به یاد دارند و اینطور جزء به جزء تعریف میکنند؟ و چرا پس از گذشت این همه سال؟
چند قطعه از این داستانها:
آنچه در ادامه می آید"متن سخنرانی یكی از محافظان مقام معظم رهبری در سال 68 " است:
تنها كسی كه امام (ره) موقع رحلتشان و قبل از خانواده شان او را پذیرفتند، آقای خامنه ای بودند . تنها كسی كه با محارم امام (ره) تا لحظه آخر حیات ایشان داخل اتاق بود فقط آقای خامنهای بودند...
امام (ره) گفتند: "من نظرم را به حاج احمد اقا و آقای هاشمی گفته ام و احدی را در كره زمین بهتر از آسید علی آقا برای رهبری نمی دانم "
(منبع:)
www.valayatt.mihanblog.com/post/303
سوال :
آیا آیت الله خامنه ای نایب امام زمان (عج) هستند؟ لطفاً توضیح دهید.
در جواب، پس از توضیح چهار شرط اسلامی (فقاهت، عدالت، کفایت و کاردانی، شجاعت و مدیریت - که خود جای دهها سوال دارد) گفته شده است:
البته خود مقام معظم رهبری هرگز تمایل به پذیرش چنین مقامی را نداشتند و مجتهدین و خبرگان و شخصیت های دیگر چنین مقامی را به عنوان احساس وظیفه به ایشان سپردند و ایشان در یكی از گفتارهای خود می فرماید:
«اگر به خامنه ای بگویند كه امروز وجود تو برای كفش جفت كردن توی فلان حسینیه مفیدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و كفش جفت خواهم كرد. این را قطعاً بدانید اگر یك كاری باشد كه من در آن كار در گمنامی زندگی كنم و وجودم برای اسلام مفیدتر از مسئولیتی باشد كه الان دارم، و الله یك لحظه درنگ نمی كنم.»
(منبع:)
www.valayatt.mihanblog.com/post/216
پنجشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰
آنانی که سخن از برقراری و اجرای عدالت میزنند، خود از عدالت در امانند
لازم نیست بی عدالتی ها، شکنجه ها، اعدامها و دیگر اعمال خبیس آنانی را که به فرض مسئول اجرای عدالتند به کسی یادآوری کرد...
گزارش ماهانه نقض حقوق بشر / خرداد 89
http://hra-news.org/51/00/2262-1.html
بازداشت ٣٢۵ نفر در خرداد ماه
http://rhrai.org/?p=104
و هزاران هزار نمونه دیگر از وقایع تلخ و اندوهناکی که اینترنت امروزی از آن پر است.
پس عدالت کجاست؟ از کی بین لگد کوبی ها، شکنجه های روحی و جسمی و تن خونین جوانان و هموطنان مظلوممان گم شده است؟
مگر این به اصطلاح قانون اساسی کشورمان نسیت که میگوید:
اصل ۳۸ - منع شکنجه
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
بماند که این بازداشتها و دستگیریها غیر انسانی و غیر فانونی اند، ولی کجاست این مجازاتی که طبق قانون کشور فلک زده مان باید ببارد بر سر این دیوها و نامردهایی که مست و خمار قدرت پوچ و بی معنی کنونیشان شده اند؟
گزارش ماهانه نقض حقوق بشر / خرداد 89
http://hra-news.org/51/00/2262-1.html
بازداشت ٣٢۵ نفر در خرداد ماه
http://rhrai.org/?p=104
و هزاران هزار نمونه دیگر از وقایع تلخ و اندوهناکی که اینترنت امروزی از آن پر است.
پس عدالت کجاست؟ از کی بین لگد کوبی ها، شکنجه های روحی و جسمی و تن خونین جوانان و هموطنان مظلوممان گم شده است؟
مگر این به اصطلاح قانون اساسی کشورمان نسیت که میگوید:
اصل ۳۸ - منع شکنجه
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
بماند که این بازداشتها و دستگیریها غیر انسانی و غیر فانونی اند، ولی کجاست این مجازاتی که طبق قانون کشور فلک زده مان باید ببارد بر سر این دیوها و نامردهایی که مست و خمار قدرت پوچ و بی معنی کنونیشان شده اند؟
سهشنبه ۱۸ مهٔ ۲۰۱۰
انسانیت به مرگ تدریجی محکوم شد
خانه ای ساخته اند
سایبانش استبداد
وحصارش همه تکرار فساد است و شرر
روی دیوار شرر پنجره ایست
روزنی سوی فنا
و بدانجا که صدای ناله و شیون و درد می آید
داخل این زندانسرا
مرگ انسانیت و آزادی پیداست...
چگونه میتوان چشم بست و ندید این جنایات و خیانتهای بزرگ مرتکب شده زیر پوشش دین و قانون؟ شمار اسیران در بند رژیم که در زندانها و بازداشتگاههای سراسر کشور به سر میبرند و هفته ها، ماهها و سالها را بدور از عزیزان خود و در حین تحمل رنج و عذابهای روحی، روانی و جسمانی طی میکنند روز به روز بالاتر میرود.
و آن عزیزان بی گناه و وطن دوستی که بی هیچ دلیل و به جرم فکر، اندیشه و بیان آزاد (که طبق قانون اساسی کشور کاملا قانونی و قابل قبول است) و یا دیگر اجرام ناپخته و ساختگی و با شواهد دروغین و گرفته شده زیر شکنجه های توصیف نشدنی به دار آویخته شده یا زیر همان شکنجه های مخوف جان باختند...
پشت پرده چه می گذرد و مقصران و مسولان این اعمال چگونه می توانند خود را راضی کنند که ریختن خون مردم بیگناه کاری قانونی است؟ عملی انسانی است؟ رفتاری جز وحشیگری و پست تر از رفتار هر حیوان و موجود زنده است؟
بیدار شوید ای انسانها، ای ایرانیان!
شمایی که جوانان ما را محکوم به اعدام می کنید
شمایی که در زندانها و اسارتگاهها بندیشان می کنید، زیر مشت و لگد بیهوششان میکنید و با شکنجه جان و روح و زندگیشان را میربایید
شمایی که طناب دار را به گردنشان می اندازید
انسانیت این نیست که کورکورانه از دستورات اطاعت کرده و جان مردم بیگناه و بی پشت و پناه را بگیرید، خانواده های ناتوانشان را تا آخر عمر داغدار کنید.
آیا انسانیت و مردمیت در وجودتان مرده است؟
آه که اگر به این فریاد خفه در گلویم راه فرار دهم نخواهم توانست دوباره ساکتش کنم.
عاجزیت احساسی کشنده است ولی بهتر که مرد و مرگ انسانیت را ندید.
سایبانش استبداد
وحصارش همه تکرار فساد است و شرر
روی دیوار شرر پنجره ایست
روزنی سوی فنا
و بدانجا که صدای ناله و شیون و درد می آید
داخل این زندانسرا
مرگ انسانیت و آزادی پیداست...
چگونه میتوان چشم بست و ندید این جنایات و خیانتهای بزرگ مرتکب شده زیر پوشش دین و قانون؟ شمار اسیران در بند رژیم که در زندانها و بازداشتگاههای سراسر کشور به سر میبرند و هفته ها، ماهها و سالها را بدور از عزیزان خود و در حین تحمل رنج و عذابهای روحی، روانی و جسمانی طی میکنند روز به روز بالاتر میرود.
و آن عزیزان بی گناه و وطن دوستی که بی هیچ دلیل و به جرم فکر، اندیشه و بیان آزاد (که طبق قانون اساسی کشور کاملا قانونی و قابل قبول است) و یا دیگر اجرام ناپخته و ساختگی و با شواهد دروغین و گرفته شده زیر شکنجه های توصیف نشدنی به دار آویخته شده یا زیر همان شکنجه های مخوف جان باختند...
پشت پرده چه می گذرد و مقصران و مسولان این اعمال چگونه می توانند خود را راضی کنند که ریختن خون مردم بیگناه کاری قانونی است؟ عملی انسانی است؟ رفتاری جز وحشیگری و پست تر از رفتار هر حیوان و موجود زنده است؟
بیدار شوید ای انسانها، ای ایرانیان!
شمایی که جوانان ما را محکوم به اعدام می کنید
شمایی که در زندانها و اسارتگاهها بندیشان می کنید، زیر مشت و لگد بیهوششان میکنید و با شکنجه جان و روح و زندگیشان را میربایید
شمایی که طناب دار را به گردنشان می اندازید
انسانیت این نیست که کورکورانه از دستورات اطاعت کرده و جان مردم بیگناه و بی پشت و پناه را بگیرید، خانواده های ناتوانشان را تا آخر عمر داغدار کنید.
آیا انسانیت و مردمیت در وجودتان مرده است؟
آه که اگر به این فریاد خفه در گلویم راه فرار دهم نخواهم توانست دوباره ساکتش کنم.
عاجزیت احساسی کشنده است ولی بهتر که مرد و مرگ انسانیت را ندید.
اشتراک در:
پیامها (Atom)
